نگاه

ببین، خودت بهتر از من می‌دونی. چشمات را با چسب سنگ، چسب قطره‌ای، چسب خیلی چسب، چسبوندی به دوربینت. همه چیز دوربینت را خودت تنظیم کردی. حتی توی خواب هم چشمات پشت دوربینته. منم که روبروت ایستادم دوربین خودمو دارم. دوربینی که خودم تنظیمش کردم. از پشت همین دوربین همه چیز را می‌بینم. حالا که پای دوربین خودساخته مطرحه، چرا باید انتظار داشته باشم که تو منو بفهمی؟ چه انتظاری داری که تو را بفهمم؟ اگه همدیگه را نمی‌فهمیم فکر کنم بد نباشه سری به دوربینامون بزنیم. تنظیمشون کنیم. اگه چیزیشو نداریم از همدیگه بگیریم. باور کن دوربینا خوشحال می‌شن تکه‌ای ناشناس بهشون اضافه بشه.

3 مرداد 95

لحظه‌

لحظه‌هایی هستند کوتاه. یک آن. به پلک زدنی می‌آیند و می‌روند. عجولند. چموشند. تیزند. قدرتمند‌ند. انرژی‌شان مولکول حیاتت را دگرگون می‌کند. سرنوشت‌سازند. از دست تو خارجند. لحظه‌هایی هستند کوتاه. آنی دوست‌داشتنی. خوشایند. بوی خانه‌ی کودکی را می‌دهند. بوی سفره‌ی هفت‌سین. شب‌های پر برف و کرسی گرم. مامان و بابا که کنارت هستند، جوانند و می‌خندند. مزه‌ی عیدی و لباس نو. شیرینی اولین عشق، شرم اولین بوسه. خوشی اولین بار که نوزادت را بغل کردی. آرامش در خانه‌ا‌ی که بعد از سالها اجاره‌نشینی، خریدی. حضور چشم‌هایی که می‌بیندت. طبیعت، سبزه، سیب، جویبار، سنگ توی رود، آواز، رقص، شادی، عروسی. لحظه‌هایی که فربه‌ می‌شوی. بزرگ می‌شوی. قوی می‌شوی. زندگی می‌کنی و می‌دانی دستی هست که گاه دستت را می‌گیرد، بلندت می‌کند. لحظه‌هایی هستند کوتاه. آنی دوست‌داشتنی. لحظه‌هایی هستند کوتاه. آنی تلخ. وحشتناک. یک جمله، یک نگاه، یک نَه و دیگر تمام شد! لحظه‌ای که لِه می‌شوی. نفست بند می‌آید. روی قفسه‌ی سینه‌ات دشمن با چکمه‌ی میخ‌دار ایستاده و لگدت می‌کند. ترس و ناامیدی رمقت را می‌گیرد. پاهایت به زمین می‌چسبند. اشک، سر ‌ریز می‌شود و سر باز ایستادن ندارد. دلت می‌لرزد و همه‌چیز، همه‌جا ناامن می‌شود. دلت دستی می‌خواهد، حرفی، نگاهی. اتم‌های وجودت فریاد می‌زنند: «انصاف نیست! اصلاً انصاف نیست!» اما فریادشان روی پوست داغ و عرق کرده‌ات سُر می‌خورد و می‌افتد روی گردنت. خفه می‌شود. لحظه‌هایی که دلت می‌خواهد بمیری. دنبال پل هوایی می‌گردی یا ساختمانی چند طبقه تا آسفالت زیرش را بپوشانی. لحظه‌هایی هستند کوتاه. آنی تلخ.

«بابای پرنده‌ من» ترجمه ریحانه جعفری، کاندیدای دریافت جایزه ادبی پروین اعتصامی در بخش ترجمه

هیئت داوران بخش ترجمه هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی، فهرست نامزدهای این بخش را اعلام کرد. به گزارش خبرگزاری تسنیم، با نزدیک شدن به اختتامیه جایزه ادبی پروین، هیئت‌ داوران در بخش‌های شش‌گانه این جایزه، کم‌کم به فهرست نامزدهای نهایی نزدیک می‌شوند. به همین منظور، پس از معرفی نامزدهای کودک و نوجوان، نامزدهای نهایی در بخش ترجمه نیز معرفی شدند. هیئت داورانِ هفتمین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی در بخش ترجمه، پنج اثر را به عنوان کاندیدای دریافت جایزه معرفی کرد. رمان‌های «بابای پرنده‌ من» ترجمه ریحانه جعفری، «بیرون ذهن من» ترجمه آنیتا یارمحمدی، «تعطیلات با ابوقراضه» ترجمه معصومه رستم‌زاد، «فرهنگ لغات چینی به انگلیسی برای عشاق» ترجمه ریحانه وادی‌دار و «کایرا» ترجمه ژیلا فرهنگی، توسط هیئت داوران به عنوان نامزدهای نهایی بخش ترجمه معرفی شدند که در این بین، دو «رمان بابای پرنده من» و «تعطیلات با ابوقراضه» برای رده سنی کودک و نوجوان نوشته شده است و سه کتاب دیگر مربوط به رده سنی بزرگسال است. نام داوران این بخش به زودی اعلام خواهد شد. اختتامیه هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی، کمتر از دو هفته دیگر برگزار می‌شود و طی مراسمی، برندگان این جایزه با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی خواهند شد.