آب زنید راه را هین که نگار میرسد/ مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
چه ها که نمی کند این بهار با دلم! گیج شده ام در این سفر. سفر آب به زمین، زمین به درخت، درخت به شکوفه، شکوفه به ابر و ابر به خدا. سفر خدا به من، سفر من به من، سفر من به تو که دوباره سفر من به من است! غلت می زنم در این زمین که پر از تولد است. غلت می زنم در آغوش تو که بوی خدا می دهد. گیج شده ام میان این همه شکفتگی و جوانی و بی قراری ها! چقدر این سفر را دوست دارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 9:55 توسط ریحانه جعفری
|
کــــوچــــــه نــــــــــــادری را دوســــت دارم