جای پاها
با همان نگاه اول عاشقش شدم. یک شماره برای پایم بزرگ بود ولی با جوراب کلفت میشد یک کاریش کرد. خودش و چفتش را دوست داشتم. یک حس خوب فلور الیز نوبلی بهم میداد. فلور، کارگردان استرالیایی که در جشنوارهی چهار سال پیش مترجمش بودم.
دیشب وقتی قیریچ قیریچ روی برفها راه رفتم، نگاهم افتاد به جای پاهایم. چه کوچولو بود و خوشگل! چند خط صاف، منحنی، دایره و اریب روی برفْ قیریچ قیریچ کردم. بخار نفسم، شیشه عینکم را تار کرد. زمین برفی کوچه بنبست، پُر از کف آن یک شمارهی بزرگی بود که حالا کنار جای پاهای خیلی بزرگ نفر قبلی؛ کودکانه چشمک میزد. در خانه را که باز کردم، پچپچی شنیدم. انگار جای پای یک شماره بزرگ، جای پای خیلی بزرگ قبلی را عاشق خودش کرد!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17:19 توسط ریحانه جعفری
|
کــــوچــــــه نــــــــــــادری را دوســــت دارم