همیشه از آدم‌های قدرتمند خوشم می‌آید. آدم‌هایی که می‌دانند کی هستند. از زندگی چه می‌خواهند. پای‌شان را کجا می‌گذارند. با خودشان و زندگی‌شان تعارف ندارند. این آدم‌ها تکلیف‌ ما را هم با خودشان مشخص می‌کنند. یعنی چه بخواهیم چه نخواهیم یک جور احترامی توی رفتارمان قایم می‌شود وقتی روبروی‌شان هستیم.

سه‌تا یک‌شنبه است گذشته با خانمی روبرو بودم قدرتمند. حالا می‌گوید می‌خواهد مهاجرت بگیرد و برود. بهش گفتم: «او هم قدرتمند بود که رفت. او‌های دیگر هم همینطور. تو هم که بروی آنوقت کی‌ می‌ماند این‌جا؟ قرار است کی این‌جا را آباد کند؟!» بعد زیر لب گفتم: «یعنی آباد می‌شود این‌جا؟»