فوتون
فیزیک کوآنتوم به زبان خودمانی میگوید: «جهان از ذرات بسیار ریزی تشکیل شده که مدام در ارتعاشند.» شکل دانشگاهیاش هم این است: «کوآنتوم ذرهای نور است و در حال ارتعاش. زمان و مکان ندارد. اگر چند فوتون کنار یکدیگر قرار گیرند، میشوند یک کوآنتوم.»
فیزیک کوآنتوم به زبان خودمانی ادامه میدهد: «فوتونها با فوتونهای هم جوارشون بده بستان انرژیکی دارند و طی اون به الکترون تبدیل میشوند. با گذشت زمان (حدود سه میلیون سال) پروتون و نوترون تشکیل شده. الکترون و پروتون و نوترون به هم پیوستند و اتم رو تشکیل دادند. از ترکیب اتمها با همدیگه کهکشانها و خورشیدهای زیادی بوجود آمده. منظومهی شمسی و زمین هم بعد از پانزده میلیارد سال تشکیل شده.»
بنابراین این نظریه؛ لباس، ماشین، غذا، بدن، دریا، آسمان و هر چیزی که در اطرافمان است از ذرهی حیات یعنی فوتونها به وجود آمده. فوتونهایی که دارای انرژی هستند. پس جهان سرشار از انرژی است. ما هم سرشار از انرژی هستیم. حالا اگر انرژی خودمان را با انرژی جهان که مثل لوح سفیدی پاک است و بیآلالیش همسو کنیم چه میشود؟ دنیا غرق در صلح و امنیت و دوستی میشود. برعکسش هم هست. اگر همسو با انرژی کائنات نباشیم، تعرض کنیم و جنایت، دنیا همین میشود که الان هست!
با خودم فکر میکردم چند سال است که میگوییم مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر این و آن؟ به سیاست کاری ندارم اما از نگاه فیزیک کوانتوم، چقدر فوتونها را آزار دادهایم؟! چقدر انرژیشان را از خودمان فراری دادهایم؟! به اطرافیانمان فکر میکنم، کشورهای دور و بر. یواش یواش میروم بالا، توی آسمان. از آن بالا زمین ما پنج قاره است. فوتونهای آسیا حالشان بدجوری بد است.
مادری که سینهاش پر از شیر است ولی نوزاد شیرش را نمیخورد، شیر گیر میکند توی سینهی مادر و رنج میکشد. برای نوزادش غصه میخورد. فوتونها هم انرژیشان گیر کرده. رنج میبرند و برای آسیاییها غصه میخورند.
دوست دارم فوتونهای زندگیام شاد باشند و رقصان. راستی حال فوتونهای تو چطور است؟
کــــوچــــــه نــــــــــــادری را دوســــت دارم