"ج" جشن است که شادی می‌آورد. جوجه است که دور و برم جیک جیک می‌کند. جارو است که خانه را می‌روبد برای هر آمدن. جدید می‌شود تا دلم را بیندازد به تالاپ و تولوپ.  "ج" خوبست حتی وقتی جوش می‌شود روی صورتم تا آهسته بگوید دارم بزرگ می‌شوم. "ج" گاهی جاده می‌شود تا مرا به خانه‌ات و تو را به خانه‌ام برساند. "ج" جراحی می‌کند تا غده را درآورد و خوب کند حالی را. جوک می‌شود و غش غش خنده‌ام را از پنجره می‌اندازد بیرون تا همسایه هم بخندد از خنده‌ام در روزگار بی‌خنده‌ای. "ج" جیم می‌زند از هر جا که ناشادش می‌کند. جان دوباره می‌شود هر صبحدم تا حلول کند در من. "ج" را دوست دارم وقتی جیمیل می‌شود تا تو را on کند و کادری باز شود تا در آن بنویسی: سلام، خوبی؟

"ج" را دوست دارم. خیلی زیاد.